خیال کردم تو هم درد آشنای
به دل گفتم تو هم همرنگ مایی!
خیال کردم تو هم در وادی عشق
اسیر حسرت و رنج وبلایی...!
ندونستم تو بی مهر و وفایی
نفهمیدم گرفتار هوایی.....!
ندونستم پس دیدار شیرین
نهفته چهره ی تلخ جدایی!
تو که گفتی دلت عاشق ترین
دلت عاشق ترین قلب زمینه!
همیشه مهربونه با دل من
برای قلب تنهام همنشینه!
چرا بسته به تیغ بی وفایی
شده قربانیت بی خون بهایی!
نفهمیدی امید ناامیدی!
رها کردی دلم،رفتی!کجایی؟
ز بس آزار دادی روز وشب دل
دل دیوانه ام آخر شد عاقل
دل غافل شد عاقل،دست برداشت!
ز امید خیال و خواب باطل.....
نظرات شما عزیزان: